طاقت نمی آورد چیزی بود که زن راجع به شوهرش فکر می کرد و به مرد گفت... زن به هم بندی نگفته بود که به شوهرم بگو که زنت فکر می کند طاقت نمی آوری....و به این ترتیب تمام بار داستان را روی جمله ای گذاشته اید که خودش مشکوک است...روی آن و مسئله ی داستانی فوکوس بیشتری می شد من خنگ هم می فهمیدم داستان را...یا هو
و زن تنها به خیالش که مرد طاقت نیاورده است چقدر ساده انگارانه !!!و زن ها همیشه همین طور ساده تصور می کنند زن ها همیشه شوخی شوخی درد می کشند و مرد ها جدی جدی نمی فهمند
كميته مدافعان حقوق وبلاگ نويسان در راستاي مخالفت با طرح ساماندهي وبلاگها و سايتهاي فارسي فراخواني تهيه كرده و از شما دوست وبلاگ نويس نيز دعوت مي شود در اين امر ما را همراهي كنيد .لطفاً براي مشاهده متن اصلي فراخوان به سايت مربوط مراجعه كنيد. http://cobraweblog.blogspot.com
اومدم بگم فقط ایکاش آن "ديدمش. گفت :((نگفتم که طاقت نمي آورد.))" لعنتی را نمینوشتی. کاش نمینوشتی ؛ دیدم قبل از من "لانگ شات" دقیقاً همینو نوشته که فقط ایکاش آن "ديدمش. گفت :((نگفتم که طاقت نمي آورد.))" لعنتی را نمینوشتی. کاش نمینوشتی ؛ با خودم گفتم به هر حال شما زحمت کشیدی، درس نیست منم بیام دوباره بنویسم فقط ایکاش آن "ديدمش. گفت :((نگفتم که طاقت نمي آورد.))" لعنتی را نمینوشتی. کاش نمینوشتی ؛ بیشتر که فک کردم دیدم حالا که من تا اینجا اومدم که بگم فقط ایکاش آن "ديدمش. گفت :((نگفتم که طاقت نمي آورد.))" لعنتی را نمینوشتی. کاش نمینوشتی ؛ خوب تکرارش که ضرر نداره، پس میگم :فقط ایکاش .../ برادره چی شد؟
toro jon dadashit biron bia az in siahi.tarhhayat hamegi tekrari shode.bi shak dost dari faghat benevisi,chi benevisi mohem nist? minimallhayat boye khami gerefte. pishnahad mikonam Qalam bezari zamin va beri morakhasi. with the best regurds
1/2/07 9:22 PMاولی بار است که به این وبلاگ اومدم با نوشتهاتون کلی حال کردم سر بلند و پیروز باشید
1/2/07 11:17 PM
چه کردی با ما...
فقط ایکاش آن "ديدمش. گفت :((نگفتم که طاقت نمي آورد.))" لعنتی را نمینوشتی.
کاش نمینوشتی
1/3/07 1:12 AM
خیلی عالی بود. مثل همیشه ها. قسمت آخر که سیم خاردار رو گرفته بود که سرپا وایسته و دردی رو که حس میکرد خیلی عالی بود.
1/3/07 8:20 AM
آقای ناظم عزیز...عالی بود و دردناک و واقعی...مثل همیشه آدمهاتون یه جور خوبی هستن...حتی بدهاشون هم صادقن...
مرجان
Sahme-man-in-ast.blogfa.com
1/3/07 9:43 AM
Wow! che doost dashtam baz ino .
1/3/07 9:47 AM
طاقت نمی آورد چیزی بود که زن راجع به شوهرش فکر می کرد و به مرد گفت... زن به هم بندی نگفته بود که به شوهرم بگو که زنت فکر می کند طاقت نمی آوری....و به این ترتیب تمام بار داستان را روی جمله ای گذاشته اید که خودش مشکوک است...روی آن و مسئله ی داستانی فوکوس بیشتری می شد من خنگ هم می فهمیدم داستان را...یا هو
1/3/07 9:49 AM
روی "آن" داستانی منظورم بود...
1/3/07 12:37 PM
و زن تنها به خیالش که مرد طاقت نیاورده است چقدر ساده انگارانه !!!و زن ها همیشه همین طور ساده تصور می کنند
زن ها همیشه شوخی شوخی درد می کشند و مرد ها جدی جدی نمی فهمند
1/3/07 2:34 PM
وااای ! یه جوری بود این... یعنی خیلی تأثیر گذار :)
خوب باشید و خوش...
1/3/07 11:24 PM
كميته مدافعان حقوق وبلاگ نويسان در راستاي مخالفت با طرح ساماندهي وبلاگها و سايتهاي فارسي فراخواني تهيه كرده و از شما دوست وبلاگ نويس نيز دعوت مي شود در اين امر ما را همراهي كنيد .لطفاً براي مشاهده متن اصلي فراخوان به سايت مربوط مراجعه كنيد.
http://cobraweblog.blogspot.com
1/4/07 12:44 AM
اومدم بگم فقط ایکاش آن "ديدمش. گفت :((نگفتم که طاقت نمي آورد.))" لعنتی را نمینوشتی.
کاش نمینوشتی ؛ دیدم قبل از من "لانگ شات" دقیقاً همینو نوشته که فقط ایکاش آن "ديدمش. گفت :((نگفتم که طاقت نمي آورد.))" لعنتی را نمینوشتی.
کاش نمینوشتی ؛ با خودم گفتم به هر حال شما زحمت کشیدی، درس نیست منم بیام دوباره بنویسم فقط ایکاش آن "ديدمش. گفت :((نگفتم که طاقت نمي آورد.))" لعنتی را نمینوشتی.
کاش نمینوشتی ؛ بیشتر که فک کردم دیدم حالا که من تا اینجا اومدم که بگم فقط ایکاش آن "ديدمش. گفت :((نگفتم که طاقت نمي آورد.))" لعنتی را نمینوشتی.
کاش نمینوشتی ؛ خوب تکرارش که ضرر نداره، پس میگم :فقط ایکاش .../ برادره چی شد؟
1/4/07 2:33 AM
vahshatnaake
1/4/07 3:17 AM
عالی بود رضا جان ...
عجب ابعادی داشت این مینی ات
مرسی .
1/4/07 12:06 PM
قشنگ بود مخصوصا اون جمله ی آخر
سيم خاردار را مشت کرده بود تا بتواند سرپا بايستد.
1/5/07 6:58 PM
:)
1/6/07 5:16 PM
toro jon dadashit biron bia az in siahi.tarhhayat hamegi tekrari shode.bi shak dost dari faghat benevisi,chi benevisi mohem nist? minimallhayat boye khami gerefte.
pishnahad mikonam Qalam bezari zamin va beri morakhasi.
with the best regurds
1/6/07 9:55 PM
خوب بود
خوب
1/7/07 1:22 AM
شاهکار بود دوستِ عزیز!
شاهکار!
1/9/07 8:14 PM
کوتاه ! ساده ! غمگین
1/10/07 7:53 PM
دست های من است خار دار و هر چی به گی دوری ...
1/11/07 11:47 AM
Salam. mishe rajeba teknichaye minimal nevisi ham tozih bedid???
1/11/07 9:10 PM
:(
» Post a Comment