سلام بالاخره مشكل كامپيوترم را حل كردم و توانستم نظر بگذارم اون هم چه نظري يك نظر براي يك ميني مال فوق العاده به نظر من از همه ميني مال هاي حال حاضر صفحه اول بهتر بود
سلام ناظم جان...من که فکر کنم این دو تا آدم خیلی از هم بی خبر بودن و دور...من فکر نکنم مرد آدم ساده لوح و عاشقی بوده باشه...بلکه اونقدر زن رو به حال خودش رها کرده که کار به اینجا رسیده...شایدم نه؟ کسی چه میدونه؟
2/23/07 7:20 PMدروغ گو!
2/23/07 8:38 PM
شوخی ِ روزگار رو می بینی ؟
2/23/07 8:59 PM
سلام بالاخره مشكل كامپيوترم را حل كردم و توانستم نظر بگذارم
اون هم چه نظري يك نظر براي يك ميني مال فوق العاده
به نظر من از همه ميني مال هاي حال حاضر صفحه اول بهتر بود
2/23/07 9:58 PM
سلام. لطفا جيميلتون رو چك كنيد. مرسي
2/23/07 9:58 PM
اوه عجب پارادوكس خطرناكي
يعني آخرش زنه كار خودش رو مي كنه؟
چه شوهر خنگي
ترسيدم
...
2/23/07 11:31 PM
ولی زن باز خر شد:) جالب بود
2/23/07 11:44 PM
بسی لمس کردنی بود این نگاه عاشقانه!
2/24/07 1:37 AM
دو حالت بیشتر نیست: یا زن باریگر خوبی بوده .. یا مردمقدار زیادی کودن
2/24/07 6:49 AM
زن بوسیده شد و به کل فراموش کرد که با میله هایِ بافتنی، اساساً کاری جز بافتن هم می توان انجام داد.
2/24/07 10:12 AM
به هر حال، درست ديده. تا حالا اون طور نگاش نکرده بوده...
2/24/07 1:28 PM
مینیمال های خواندنی
ممنون
لینک دادم
2/24/07 5:27 PM
اي بابا !!
هنوز كه فقط جلو رفته...
بايد ديد مي بوسه يا...!!
2/24/07 5:31 PM
ا اجازه لينك شديد...
سلام...
2/25/07 9:04 AM
سلام دوست عزیز. مدتهاست که شما رو لینک کردم و از مطالبتون استفاده میکنم. خوشحال میشم شما هم به من سر بزنید و متقابلا منو لینک کنید.
2/25/07 12:05 PM
خدایش بیامرزد . مرد ابلهی بود !
این ملت چرا گیر به تبادل لینک داده اند . نمی بینند که سوراخی برای گذاشتن لینکشان در وبلاگت نیست!! لینک شدی!! پایا نباشی
2/25/07 2:54 PM
خيلي باحال بود . بالاخره خشونت زن هم تصوير شد
2/25/07 4:37 PM
دلم برای او زن سوخت ،چقدر سعی کرده نگاهش رو ببینن
2/25/07 10:21 PM
این مینیمال هل معرکه اند قربان! بدجوری حس های خفته را بیدار میکنند!
عالی!!
2/25/07 10:57 PM
bade omri shal gardan baftan vase oon gardan, hala mikhad bezane to kare khode gardane! eshkali dare?!
2/27/07 10:43 AM
سلام ناظم جان...من که فکر کنم این دو تا آدم خیلی از هم بی خبر بودن و دور...من فکر نکنم مرد آدم ساده لوح و عاشقی بوده باشه...بلکه اونقدر زن رو به حال خودش رها کرده که کار به اینجا رسیده...شایدم نه؟ کسی چه میدونه؟
2/27/07 11:41 PM
سلام
میشه به وبلاگم بیایی و نظرت رو درباره اش بگی ... برام مهمه ... آخه فکر می کنم همکاریم ...
یاحق
3/2/07 10:20 AM
heeey
in dorost khode zan bood ! daghigh o moshekaaf !
3/10/07 2:09 PM
چه بازيگر خوبي بوده اين زنه!
3/14/07 12:43 AM
خیلی جالب و پرمعنا بود. مرسی
3/16/07 2:57 AM
آخ که چقدر حال میکنم با این مردای احمق! مخصوصن وقتی میرن مسافرت
9/29/07 8:13 PM
واين جهان به لانه ماران ماننداست
وپرازصدای پاهای مردميست
که همچنان که توراميبوسند
درذهن
ظناب دارترا ميبافند
» Post a Comment