مينيمال ها و طرح ها
This entry was posted on Saturday, March 10, 2007 at 10:21 PM. You can skip to the end and leave a response.
اگه بگم من از این پست هیچی نفهمیدم... باورتون میشه... آخرش چی شد؟
كلمه ها حادثه اند در عرق ريزان روح مراقب كلمه ها باشيم، مراقب حادثه هايی كه از آنها زاييده ميشوند
کم کم داره باورم میشه که هیچی نمی فهمم. بابا آق رضا یه جوری بنویس بهفمیم.(پخمه)
سلامبابا لینکدونیت از کار افتادهیک لینک هم به بمب گوگلی 300 بدهدارم لیستی که گفتی درست می کنم
سلام الان از محل کارم دارم برات کامنت می گذارم اینترنت خونه همچنان بخش نظرات را باز نمی کند . بگی نگی این نظرم از نظر اسلام حرامه چون استفاده شخصی از بیت الماله اما خوب خیالی نیست چون من که مسلمون نیستم .
دروود!آسمان ريسمان بافته ام
ناظم جان، دلم برات تنگ شده...پستهات عوض شده ان...خودت هم شاید...دوستت دارم...نوروز مبارک
رضای عزیز درک نکردم بهانه ی تماس را !
شاید هم آدم دهنی گوشی تلفن رو با دستش محکم بگیره...
از این عاشقیتها متنفرم...
با سلامآقا رضا آیا منظورتون اینه که مرد گریه زن را حمل بر عشق او نسبت به خود تصور کرد؟
جالب نبود
لطفا به وب لاگ من سری بزنین. من تازه این وبلاگ رو درست کردم. و تجربه ای ندارم.ممنون میشم
دانشنامهٔ ویکیپدیای فارسی با اختلافی زیاد از دیگر ویکیپدیاها عقب مانده و نیازمند کمک ایزانیان است. http://fa.wikipedia.org
ای ضعف نشون دادی، ای ضعف نشون دادی!! / ولی خب میشه گذشت کرد... منم بعضی وقتها دلم براش تنگ میشه
hey!Man hamasho fahmidam!:D
مرسی، خیلی خوب بود.
3/10/07 11:45 PMاگه بگم من از این پست هیچی نفهمیدم... باورتون میشه... آخرش چی شد؟
3/11/07 7:53 AM
كلمه ها حادثه اند
در عرق ريزان روح مراقب كلمه ها باشيم، مراقب حادثه هايی كه از آنها زاييده ميشوند
3/11/07 9:44 AM
کم کم داره باورم میشه که هیچی نمی فهمم. بابا آق رضا یه جوری بنویس بهفمیم.
(پخمه)
3/11/07 3:54 PM
سلام
بابا لینکدونیت از کار افتاده
یک لینک هم به بمب گوگلی 300 بده
دارم لیستی که گفتی درست می کنم
3/11/07 6:53 PM
سلام
الان از محل کارم دارم برات کامنت می گذارم اینترنت خونه همچنان بخش نظرات را باز نمی کند . بگی نگی این نظرم از نظر اسلام حرامه
چون استفاده شخصی از بیت الماله
اما خوب خیالی نیست چون من که مسلمون نیستم .
3/12/07 2:57 AM
دروود
!آسمان ريسمان بافته ام
3/12/07 2:55 PM
ناظم جان، دلم برات تنگ شده...پستهات عوض شده ان...خودت هم شاید...دوستت دارم...نوروز مبارک
3/12/07 7:42 PM
رضای عزیز درک نکردم بهانه ی تماس را !
3/13/07 12:00 AM
شاید هم آدم دهنی گوشی تلفن رو با دستش محکم بگیره...
3/13/07 2:28 AM
از این عاشقیتها متنفرم...
3/14/07 12:35 AM
با سلام
آقا رضا آیا منظورتون اینه که مرد گریه زن را حمل بر عشق او نسبت به خود تصور کرد؟
3/14/07 2:43 PM
جالب نبود
3/15/07 2:00 AM
لطفا به وب لاگ من سری بزنین. من تازه این وبلاگ رو درست کردم. و تجربه ای ندارم.
ممنون میشم
3/15/07 2:00 AM
لطفا به وب لاگ من سری بزنین. من تازه این وبلاگ رو درست کردم. و تجربه ای ندارم.
ممنون میشم
3/15/07 4:19 AM
دانشنامهٔ ویکیپدیای فارسی با اختلافی زیاد از دیگر ویکیپدیاها عقب مانده و نیازمند کمک ایزانیان است. http://fa.wikipedia.org
3/16/07 3:03 AM
ای ضعف نشون دادی، ای ضعف نشون دادی!! / ولی خب میشه گذشت کرد... منم بعضی وقتها دلم براش تنگ میشه
3/31/07 11:09 AM
hey!
Man hamasho fahmidam!
:D
11/24/07 12:06 AM
مرسی، خیلی خوب بود.
» Post a Comment